ما ملت اساسا ملت غریم، اصلا ملت نیستیم که غریم،غر مجسم، ما برای بدی نان غر می زنیم برای کرایه خانه غر میزنیم برای آب آلوده غر می زنیم برای خشک شدن دریاچه ارومیه غر می زنیم برای گرانی پارچه برای گرانی آب و برق و گاز غر می زنیم،ناصافی آصفالت ، تورم زیاد، ترافیک ،بدی هوا، نبود بهداشت ،وعدهای فراموش شده (شایدم دروغ) رشوه خواری و فساد اقتصادی آقا زادگان ....همینطور غر می زنیم-صبح تا شب.علتش هم شاید این باشد که ما یک ملت بیکاریم....اما عجیب است که ما ملت خیلی از موفقیت هایمان را با غر زدن بدست می آوریم...
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 16:16  توسط
|
وقتی کسی حرف نمی زند دلیل این نیست که نمی تواند حرف بزند و
نمی تواند خوب حرف بزند،ضرورت گفتن مهم است نه گفتن !
اما آیا امروز آن ضرورت وجود دارد؟
یا باید سکوت کرد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 6:29  توسط
|
نمایش عدالت،عدالت نیست...
عدالت آدم های ترسو و مریض یک عدالت ترسو ومریض است.
اراده ی آدم های ترسو مریض یک اراده ی ترسو و مریض است.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 23:43  توسط
|
شریعتی:
((یکی از بزرگترین درد های علی این است که ارزش ها او که در سطح زمین و زمان نمی گنجد باید به دست ما بیفتد و ما متوالی اش باشیم و ما مسئول شناختش، مسوول عمل کردنش ،مسئول پیروی کردنش و مسئول آگاه کردن بشریت به این مکتب نجات بخش باشیم، این بزرگترین رنج است.))
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 17:44  توسط
|
سکوت کردن گاهی اوقات دروغ گفتن است،دروغ گفتنی بزدلانه و ریاکارانه.مردم اگر لایق بزرگتری تو را ندارند بزرگتریشان را قبول نکن،اگر مقاصد تو را که بزرگتر انها شده ای را نمی فهمند کاری کن که بفهمند ،اما هرگز چیزی را از مردمت به هیچ دلیل و در هیچ شرایط پنهان نکن....چرا که با پنهان کردن این حقیقت، این تو هستی که به آنها اعتماد نکرده ای و قبول شان نداشته ای و لایق شان نشناخته ای. در این صورت آنها چرا باید تو را قبول کنند و به تو اعتماد؟
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 15:7  توسط
|
روزنامه خراسان در سرمقاله خود نامه یک زن خانه دار به رئیس جمهور را منتشر کرده است.
در بخشی از این نامه آمده است:
*من یک زن ایرانی ام. یک زن مسلمان ایرانی. نه معنی راست و چپ را می فهمم و نه کاری به آبی و سبز و قرمز دارم. اصلا اهل سیاست نیستم. من یک زن و یک مادرم که مانند همه زن ها و مادرهای دیگر باید چرخ زندگی ام را بچرخانم.
*روزی که حرف از هدفمندی یارانه ها شد و بر این تصمیم خود اصرار می کردید زیرا معتقد بودید که با نقدی شدن یارانه ها این پول به طور مساوی و بین همه تقسیم خواهد شد. با خود گفتیم ما که خانه های چند هزارمتری ، ویلا ، استخر و جکوزی نداریم که پول مصرف انرژی مان سر از ناکجاآباد درآورد. مانند آدم های پولدار چند تا، چندتا، ماشین چند صدمیلیونی هم نداریم که غصه بنزین آن را بخوریم پس حتما از پول یارانه ها چیزی برایمان می ماند تا اندکی از چاله های زندگی مان را با آن پرکنیم و چه نقشه هایی که برای این یارانه ها نکشیدیم. اما با برداشتن یارانه ها و آزاد شدن قیمت ها آن قدر همه چیز گران شد که وجود این پول اصلا در زندگی ما احساس نمی شود حتی اگر آن مبلغی را که بر کالاها و اجناس افزوده شده حساب کنیم می بینیم که از پول یارانه ها نیز بیشتر است.
* من اقتصاددان نیستم و معنی رشد اقتصادی و تورم تک رقمی را هم نمی فهمم اما می بینم که قیمت گوشت آنقدر زیاد شده که باید به طور کلی از صفحه زندگی مان حذف کنیم باید به بچه هایمان آموزش دهیم که دیگر از ما میوه نخواهند زیرا قیمت آن با پول جیب ما جور در نمی آید و در بعضی موارد اجناس حتی تا صددرصد هم گران شده اند.
آقای رئیس جمهور گرانی های بی حد و حصر کمر مردم را شکسته است. اجاره های بالا داد مردم را درآورده است. قبل از هدفمندی یارانه ها بارها گفتید که با اجرای این قانون سفره های قشر محروم جامعه رنگین تر خواهد شد اما چیزی که ما امروز می بینیم سفره هایی است که هر روز خالی تر می شود. دیگر نمی توانیم سر سفره گوشت بگذاریم زیرا توان خرید آن را نداریم حتی نان خالی را با قناعت باید بخوریم و حالا باید کم کم یادبگیریم که شیر هم نخوریم.
*وقتی مجری برنامه تلویزیون از یک مسئول می پرسد اگر شیر گران شود ممکن است مردم نتوانند آن را بخرند و این موجب می شود شیرها بمانند و دامدار ضرر کند این مسئول می فرمایند اگر چنین شد ما شیرها را تبدیل به شیرخشک می کنیم و آن را صادر می کنیم. این یعنی این که برای ما مهم نیست مردم نتوانند از شیر استفاده کنند برای ما مهم نیست کودکان فقر آهن بگیرند، دچار کمبود کلسیم شوند و یا حتی بمیرند.
* آقای رئیس جمهور درآمد کم و مخارج بالای زندگی هر پدری را نزد فرزندش شرمنده می کند و هزینه های بالای زندگی انسان را به زانو در می آورد. باور کنید همه واقعیت آن چیزی نیست که شما در تلویزیون می گویید و همه چیز را خوب و زیبا جلوه می دهید، واقعیت آن چیزی است که ما با آن دست و پنجه نرم می کنیم.
*من می دانم شما تمام توان و تلاش خود را به کار می برید تا ما بتوانیم راحت تر زندگی کنیم و به عنوان کسی که به شما رای داده هنوز هم شما را حامی قشر محروم و مستضعف جامعه می دانم اما خواهش می کنم هر تصمیمی که می گیرید تمام جوانب آن را بسنجید زیرا عمر ما کفاف آزمون و خطا را به ما نمی دهد و مردم ما به اندازه کافی امتحان خود را پس داده اند
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 11:45  توسط
|
میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟ یکی از مشاوران میگوید: « کتابهایشان را بسوزان، بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند »اما یکی دیگر از مشاوران پاسخ میدهد: « نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین: آنها را که نمیفهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار و آنها را که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار.بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...».
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 17:14  توسط
|
اگه حرف نزني كسي نميگه لالي؟خوبه كمي سياسيون نماهاي عزيز و كساني كه از سر تا پاشون بوي تعفن سياست زدگي ميريزه به اين جمله كمي دقت كنند شايد مخاطب اين جمله در حال حاضر تو باشي؟من نمي دونم اين روزا بعضيا خواب نما شدن جن گرفتشون ؟نمي دونم يكي نيست بگه آقاي فلاني تو چه كاره اي ؟ بر فرض كه شدي آقاي x !!!!!!!تو چرا بكاري كه به تو مربوط نيست دخالت مي كني مگه خودت خواهر و مادر(شما بخونيد كار و مسئوليت) نداري كه به ناموس مردم نگاه مي كني ! اما كو حس مسوليت كو بصيرت اينا اصلا چي هستند!!!!بابا اين آدماي نخ نما شده اگه كار داشتن اگه وظيفه مدار بودن اگه از انسانيت معرفت فهم شعور برخوردار بودن تو اين وضعيت نابسامان اقتصادي وضعيت تاسف بار اجتماعي و وضيعت ننگ آور فرهنگي امروز كه با سرك كشيدن تو خيابوناشو و ....ميشه به راحتي همه چي رو فهميد مثل سگ گربه نمی افتادن بجون هم كه چی؟آره اونا......(هر چه دوست داری تو جای خالی بذار)گور بابای این وظیفه و جوابگو بودن بی خیال ايرانيو مادر پدر اين سرزمينو با بچه هاشون گور باباي تك تكشون اصلا به من چه ؟آره اصلا به تو چه آقاي مخلثي!!! آقاي غذايي آقاي مقنعه آقاي مجري آقاي ريس ماداگاسكار!!!!! آقايان آقايان آقايااااااااااااااااااااااااااااااااااان مي شنوي اون پنبه رو از گوشتون بيرون بياريد سرتون از برف بكشيد بيرون لطفا از خواب پاشيد ؟اینجا ایرانه !!!!!به من فكر كنيد !به من ؟به ما ؟به ايران ؟مي توني بجاي منافع حزبت به ما فكر كني ؟من به تو اعتماد كردم لطفا از اعتماد من سو استفاده نكن ؟خواهش مي كنم مشكلات ما رو درياب .لطفا براي بدست گرفتن سرير قدرتي كه به هيچ كي رحم نكرده چه برسه به تو. پس اینقدر تو این لجن دست پا نزن که بوش کل مملکت برداشته. لطفا از پتانسیل واقعی استفاده کن!!!! حرف مفت(نسنجيده )نزن اول مزه مزه كن بعد حرف بزن.ببين مجيد دلبندم انگليس و آمريكا موش داره موشم ماهواره داره بي بي سي داره ضدانقلاب داره منافق تحريم داره جنگ نرم داره تفسير داره تحليل اجق وجق داره فشار سياسي داره جشن پاي كوبي اونا رو داره نا اميدي و درد واسه منو داره همه رو داره بعدش مي دوني چي ميشه حرفاي جنابعالي رو رفتار و كردار شخص شريفتو بر مي داره بالا پايين مي كنه يه لقمه ي مشتي ازش در مياره ميده بخورد من جوان؟من جواني كه تو نوعي هر كي مي خواي باش مهم نيست با اشتباهات داري جوانيشو ازش ميگيري ؟چطور؟ چو داني و پرسي سوالت خطاست(اما نه بذار بگم داري فرصت سوزي ميكني)؟پس زود تا دونفر حرف مي زنند فكر نكن اگه تو حرف نزني جا مي موني نه به خدا از اين خبرا نيست پس لطفا خودت كنترل كن .اينجا دور زدن ممنوع نيست مي توني برگردي .
آنچه گفتني بود ما گفتيم .......اما كجاست آن گوش شنوا
مثل خوندن ياسن تو گوشه ..............
البته از شرط انصاف بدور مخاطب رو همه قرار داد.نه عزيزم بخودت نگير با تو نبودم!!!!!!!!!!
اينا همش بلوف.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 0:37  توسط
|
خداوند به هر پرنده ای دانه می دهد ولی
دانه را بداخل لانه اش نمی اندازد.
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 0:25  توسط
|
به دریا شکوه بردم از شب دشت،
وز این عمری که تلخ تلخ بگذشت
به هر موجی که می گفتم غم خویش،
سری میزد به سنگ باز می گشت!
مشیری
+ نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390ساعت 13:4  توسط
|